koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و تلفظ - 4000 واژه

صحبت کردن روان زبان انگلیسی با استفاده از 4000 واژه پرکاربرد در انگلیسی

بیایید ببینیم که چطور میتوانید دایره لغات، توانایی شنیدن و فهمیدن و توانایی صحبت کردن خود را به صورت همزمان با استفاده از پرتکرارترین لغات زبان انگلیسی ارتقاء دهید.
کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و تلفظ - 4000 واژه

اما چرا 4000 واژه پرتکرار در زبان انگلیسی؟

وقتی که به بحث یادگیری زبان انگلیسی می رسیم، دایره لغت احتمالا مهمترین مسئله است. شما بدون دانستن لغت نمی توانید بخوانید، بشنوید، صحبت کنید یا بنویسید. اما آیا تاکنون این سوال را از خودتان پرسیده اید:

"برای یادگیری زبان انگلیسی و همچنین روان بودن در آن نیاز به فراگیری چه تعداد لغت است؟"

بیایید به دیکشنری نگاهی بیاندازیم، میبینید که حدود 470 هزار واژه مختلف در زبان انگلیسی وجود دارد. اگر بتوانید روزی 30 واژه را فرابگیرید، 42 سال طول میکشد تا همه واژه ها را یاد بگیرید!

خوشبختانه برای روان شدن در زبان انگلیسی نیازی نیست تا همه این واژه ها را بیاموزید. با 2500 تا 3000 واژه می توانید %90 گفتگوهای روزمره، مجلات و روزنامه های انگلیسی، مقالات و انگلیسی مورد استفاده در محل کار را درک کنید. %10 باقیمانده را نیز می توانید از طریق توجه به کانتکست و بافت جملات و یا پرسیدن سوال بفهمید. با این وجود ضروری است تا واژگان مهم و پر استفاده را یاد بگیرید تا از اتلاف وقت و بی ثمریِ تلاش شما برای یادگیری زبان جلوگیری شود. اگر شما این 4000 واژه را یاد بگیرید، می توانید 95% همه مکالمات، پیام ها، روزنامه ها و کتاب ها را بفهمید.

عالیه! اما موثرترین راه یادگیری این کلمات چیست؟

تلفظ صوتی هر لغت را بارها گوش کنید و با صدای بلند تکرار کنید

ما برای هر واژه، تلفظ صوتی آن را قرار داده ایم. بارها و بارها به آن گوش دهید و با صدای بلند تکرار کنید. بیاد داشته باشید که تکرار، تسلط می آورد. تلفظ کلمات و از همه مهم تر مثال ها باعث ایجاد اعتماد به نفس در شما می شود و همچنین نوعی تمرین شنیداری موثر برای شما خواهد بود.

هنگام یادگیری واژگان روی مثال ها تمرکز کنید. اما چرا؟

وقتی بحث یادگیری واژه مطرح می شود، مهمترین چیزی که لازم است روی آن تمرکز کنید مثال های مربوط به آن واژه است. چون این مثال ها به بهتر شدن همه توانایی های لازم برای یادگیری زبان انگلیسی کمک میکنند – از جمله دایره لغت، شنیدن، حرف زدن و نوشتن. اما چرا؟

یادگیری لغت: مثال ها به فهمیدن معنی صحیح و به خاطر سپردن عمیق واژه ها کمک میکنند. چون شما آن واژه را در کانتکست میبینید.
صحبت کردن و نوشتن: یاد میگیرید که چطور از یک لغت در جمله استفاده کنید – چطور آن را به کلمات دیگر وصل کنید و جمله های درست زبان انگلیسی را بسازید. شما هر مثال را با صدای بلند (حتما با صدای بلند) می خوانید و میشنوید. با این کار خواهید توانست آن مثال یا بخشی از آن را دوباره در جایی دیگر استفاده کنید و جملات خود را بسازید.
گرامر: شما به صورت طبیعی گرامر را یاد میگیرید. مجبور نیستید که درباره قواعد گرامری فکر کنید. اصطلاحات و جملات به صورت طبیعی به ذهن شما خطور میکنند. شما گرامر را احساس میکنید، مثل یک آمریکایی یا بریتانیایی!

اگر میخواهید صحبت کردن در زبان انگلیسی را فرا بگیرید، با گوش های خود یاد بگیرید نه با چشمان خود

یادگیری زبان انگلیسی را می توان به دو بخش تقسیم کرد: ورودی و خروجی. ورودی شامل خواندن و گوش دادن است و خروجی شامل نوشتن و صحبت کردن. هر چقدر ورودی بیشتر باشد، خروجی نیز بیشتر خواهد بود. به همین سادگی.

نکته مهمی که شاید تاکنون نمی دانستید:

اگر می خواهید به خوبی به انگلیسی بنویسید، روی خواندن تمرکز کنید. هر چقدر بیشتر بخوانید، نویسنده بهتری میشوید.
اگر می خواهید به خوبی به انگلیسی صحبت کنید، روی شنیدن تمرکز کنید. گوش دادن زیاد، کلید عالی شدن در صحبت کردن به زبان انگلیسی است.

تکرار، راز موفقیت در روان شدن در زبان انگلیسی است

اگر میخواهید به سطح بالا و رضایت بخش زبان انگلیسی برسید، یک کار دیگر را باید انجام دهید:

با تکرار زیاد، عمیق یاد بگیرید.

به این معنی که باید هر مثال را بارها و بارها و با صدای بلند تکرار کنید. فقط به یک بار خواندن مثال اکتفا نکنید. کافی نیست. خیلی زود فراموش میکنید.

ممکن است بتوانید جمله ای را به درستی بسازید و بگویید ولی آیا می توانید این کار را سریع، آسان و ناخودآگاه انجام دهید؟

اگر پاسخ شما منفی است، به تکرار بیشتر نیاز دارید. بارها و بارها تکرار کنید.
این نکته را از یاد نبرید. این رازی است که شما با آن می توانید به توانایی مکالمه سریع و ناخودآگاه زبان انگلیسی دست یابید.

دروس رایگان زبان انگلیسی – 4000 واژه پرکاربرد زبان انگلیسی

در ادامه، 4000 درس رایگان برای 4000 لغت پرتکرار زبان انگلیسی آورده شده است. هر درس شامل تعریف واژه، تلفظ صوتی و نوشتاری، نوع واژه (صفت، فعل، اسم و ...) مثال ها و ترجمه فارسی آن به همراه ترکیب ها و اصطلاحات رایج آن واژه است.

گفتنی است که نوع بررسی لغات در هر درس با الگوگیری از آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی و آموزش لغات ضروری برای آزمون های زبان، مفهومی و بر پایه تعریف واژه است و نه صرفا ترجمه تک کلمه آن.

رایج ترین و پر استفاده ترین کلمات زبان انگلیسی بر چه مبنایی تهیه شده است؟

رایج ترین و پر استفاده ترین کلمات زبان انگلیسی که در اینجا گردآوری شده، شامل تلفیقی از 3000 واژه ضروری آکسفورد و 3000 واژه ضروری مریم وبستر (بریتانیکا) به همراه تعدادی دیگر از واژه های پر استفاده زبان انگلیسی است.

هر درس را بارها بخوانید و ببینید که چطور توانایی صحبت کردن شما در زبان انگلیسی بالا می رود!
از دروس لذت ببرید!

کلماتی که با A شروع میشوند (344 واژه)

aabandonabandonedabbreviationabilityableaboutaboveabroadabsoluteabsolutelyabstractabuseabusiveacademicaccedeaccelerateacceleratedacceleratoracceptacceptableacceptanceaccessaccessoryaccidentaccoladeaccommodateaccommodatingaccommodationaccompanyaccordaccording toaccountaccountantaccurateaccuratelyaccusationaccuseaccusedacheachieveachievementachyacknowledgeacknowledgementacknowledgmentsacquireacquitacrossactaction

activeactivityactoractressactualactuallyadadaptaddadditionadditionaladdressadequateadjournadjournmentadministrationadmirationadmireadmitadoptadoptionadoreadoringadultadvanceadvancedadvantageadventureadventurousadvertadvertiseadvertisementadvertisingadviceadviseaffairaffectaffectionaffectionateaffordafraidafterafternoonafterwardagainagainstageagedagencyagendaagent

aggravationaggressionaggressiveagoagreeagreementagriculturalagricultureagriculturistahaheadahead ofaidaimairair traffic controlleraircraftairlineairportaislealacrityalarmalarmedalarmingalbumalcoholalcoholicalibialikealimonyaliveallall overall rightallergicallergyallowallyalmostalonealongaloudalphabetalphabeticalalphabeticallyalreadyalsoalteralternativealthoughalways

amateuramateurismamazeamazedamazingambiguousambitionambitiousambulanceamongamongstamountamuseamusedamusinganalogyanalysisanalyzeancestorancestralancientandangerangleangryanguishanguishedanimalankleanniversaryannounceannouncementannoyannoyedannoyingannualannuallyanotheranswerantihistamineantisocialanxietyanxiousanyanybodyanyhowanymoreanyoneanyplaceanythinganyway

anywhereapartapartmentapologizeapostropheappappallappallingappallinglyapparentapparentlyappealappearappearanceappetiteappleapplicationapplyappointappointeeappointmentappreciateappreciationapproachappropriateapprovalapproveapproximateapproximatelyapricotAprilaquaaquamarineaquariumaquaticaqueousaquiferarbitraryarcharchitectarchitectureareaarenaargueargumentarisearmarmedarmpitarmyaround

arrangearrangementarrestarrivalarrivearrogancearrogantartarthriticarthritisartichokearticleartificialartistartisticasashamedaskaskanceasleepasparagusaspectaspirinassassinassassinateassassinationassaultassessassessmentassetassignassignmentassistassistanceassistantassociateassociate's degreeassociationassumeassumptionasthmaastonishastonishedastonishingastonishinglyatat leastathleteathleticatmosphereatrocious

atrociouslyattachattachedattackattackerattemptattendattentionatticattitudeattorneyattractattractionattractiveaudienceaugmentAugustauntauthorauthorityautobiographyautomaticautomaticallyautumnavailableavariceavariciousaverageavocadoavoidawakeawardawareawayawfulawfullyaxaxe

کلماتی که با B شروع میشوند (259 واژه)

babybachelor's degreebackbackboardbackgroundbackhandbackupbackwardbacteriabadbadlybagbakebalancebaldbaldlybaldnessballbanbananabandbandagebanebanefulbangbankbankerbankruptbankruptcybanterbarbarberbarbershopbargainbargain basementbargain-basementbargainerbargainingbarometerbarrierbarristerbartendbartenderbasebaseballbasedbasementbasicbasicallybasilbasis

basketballbassbathbathroombatterbatterybattlebebeachbeakbeanbearbeardbeatbeautifulbeautifullybeautybecausebecomebedbedroombeebeefbeerbeetbeetrootbeforebegbeginbeginningbehavebehaviorbehindbeingbeliebeliefbelievebellbelongbelowbeltbenchbendbeneathbenefitbentbesidebestbestowbetbetter

betweenbewarebeyondbibliographybicyclebigbikebillbillfoldbillionbinbindbiodegradablebiodiversitybiographerbiographybiologybirdbirthbirth-canalbirthdaybiscuitbitbitebitterbitterlyblackblameblandblankblanketbleedblindblizzardblockblogblondebloodblossomblouseblowblow-driedblow-dryblow-dryerblueblue-collarboardboarding passboatbodyboil

bombbondbonebonnetbonusbookbookkeeperbookkeepingbootborderboredboredomboringbornborrowbossbossybothbotherbottlebottomboundbowlboxboxerboyboyfriendbrabraceletbracketbrainbrakebranchbrandbravebreadbreakbreakfastbreastbreathbreathebreathingbreezebreezybribebrickbridebridgebriefbrightbrightness

brilliantbringbroadbroadcastbroccolibrokebrokenbronchialbronchitisbroombrotherbrother-in-lawbrownbrowsebruisebruisedbruisingbrushbubblebucketbucketfulbucolicbudgetbuildbuilderbuildingbuiltbuilt-inbuilt-upbulbbulkheadbullbulletbulwarkbunchburglarburglaryburialburnburstburybusbushbusinessbusinessmanbusinesspersonbusinesswomanbusybutbutcherbutter

buttonbuybybye

کلماتی که با C شروع میشوند (462 واژه)

cabinetcablecafecakecalculatecalfcallcallouscalmcamelcameracampcampaigncampingcampuscancanalcancelcancercandidcandidatecandlecandlestickcandycannotcapcapablecapacitycapitalcapsizecaptaincapturecarcarboncarbon dioxidecarbon monoxidecarcinogencardcardboardcarecareercarefulcarefullycarelesscargocarnivalcarpcarpentercarpetcarpingcarrot

carrycarry-oncartooncasecashcashiercastcastlecatcatalogcatchcatchercategorycattlecatwalkcausecautioncautiouscautiouslycautiousnesscavecdceasefireceilingcelebratecelebrationcelebritycelerycellcell-phonecellarcellistcellocemeterycentcentercentilitercentimetercentralcenturyceremonycertaincertainlycertaintychainchairchairmanchallengechallengingchampionchampionship

chancechangechannelchaoschaoticchaptercharactercharacteristicchargecharitycharmcharmingchartchatcheapcheatcheckcheckupcheekcheercheerfulcheesechefchemicalchemistrychestchewchewablechickenchickpea chiefchildchildhoodchillychimneychinchipchocolatechoicechoosechopchoppedchurchcigarettecinemacirclecircuitcircularcircumspectcircumspectioncircumstance

circumventcitationcitecitizencitycivilclaimclarificationclarifyclashclassclassicclassicalclassroomclausecleanclean-shavencleanerclearclearlyclergyclericalclerkcleverclickclientcliffclimateclimbclinicclockcloseclosedclosed-circuitcloselyclosetclothclothesclothingcloudcloudyclubclueclutchcoachcoalcoalescecoalescencecoastcoatcockpit

coconutcodecoffeecoffincogentcoherencecoherentcoincoldcold frontcollapsecollarcolleaguecollectcollectioncollegecollidecoloncolorcolumncombinationcombinecomecomedycomfortcomfortablecommacommandcommencecommentcommentatorcommercialcommissioncommitcommitmentcommitteecommoncommon lawcommon-lawcommonlycommunicatecommunicationcommunitycommunity collegecommutecommutercompanycomparecomparisoncompassioncompete

competitioncompetitivecompetitorcomplaincomplaintcompletecompletelycomplexcomplicatedcomponentcomposecomposedcomposercompositioncompostcompromisecompulsivecompulsorilycompulsorycomputerconcentrateconcentrationconceptconcernconcernedconcertconcludeconclusionconditionconductconductorconferenceconfidenceconfidentconfirmconfirmationconflictconfuseconfusedconfusingconfusionconnectconnectedconnecting flightconnectionconsciousconsequenceconsequentconsequentlyconservationconservationist

conservativeconsiderconsiderableconsiderablyconsiderationconsistconsistentconstantconstantlyconstituencyconstituentconstructconstructionconstrueconsultantconsumeconsumerconsumer goodscontactcontagiouscontaincontainercontaminantcontaminatecontaminatedcontaminationcontemporarycontentcontentmentcontestcontextcontinentcontinualcontinuallycontinuecontinuouscontinuouslycontractcontrastcontributecontributioncontrolconvenientconversationconvertconvinceconvincedcookcookercookiecooking

coolcopecopingcopiouscopiouslycopycopyrightcorecornercorporatecorpulencecorpulentcorrectcorrectlycorridorcostcostumecostume jewelrycottagecottoncotton candycoughcouldcouncilcountcountrycountrysidecountycouplecouragecourageouscourageouslycourageousnesscoursecourtcourtroomcousincovercover lettercoveredcowcowardcowardlycrabcrackcrackedcrampcrampedcrashcrazycream

creamycreatecreationcreativecreaturecredencecrediblecreditcrematecremationcrewcrimecriminalcrisiscriterioncriticcriticalcriticismcriticizecropcrosscrowdcrowdedcrucialcruelcrutchcryculturalculturecupcupboardcurecuriositycuriouscuriouslycurlycurrencycurrentcurrentlycurricularcurriculumcurriculum vitaecurtaincurvecurvedcustodycustomcustomercutcyclecycling

cynicalcynicallycynicism

کلماتی که با D شروع میشوند (223 واژه)

dadaddailydamagedamagesdampdampendancedancerdancingdangerdangerousdarkdashdatadatedaughterdawndaydeaddealdeardearthdeathdeath sentencedebatedebtdecadeDecemberdecentdecidedecisiondecisivedecisivelydecisivenessdeclaredeclinedecongestantdecoratedecorationdecreasedeepdeeplydefeatdefenddefendantdefensedeferencedefiancedeficitdefine

definitedefinitelydefinitiondeforestdeforestationdegreedelaydeliberatedeliberatelydeliciousdelightdelighteddeliverdeliverydemanddemonstratedentaldental hygienistdentistdenydepartmentdeparturedependdependencedepletedepletiondepositdepresseddepressingdepressiondepthdescribedescriptiondesertdeservedesigndesignerdesiredeskdesperatedespitedestinationdestroydetaildetaileddetectdetectivedeterminedetermineddevelopdeveloper

developmentdevicediagramdialoguediamonddiarrheadiarydictionarydidacticdiedietdieticiandifferencedifferentdifferentlydifficultdifficultydiffidentdigdigitaldinnerdirectdirectiondirectlydirectordirtdirtydisadvantagedisagreedisappeardisappointeddisappointingdisappointmentdisasterdisciplinedisconcertdisconcerteddisconcertingdiscountdiscoverdiscoverydiscursivediscussdiscussiondiseasedishdishonestdiskdislikedismaydismayed

dismayingdismissdisplaydisposabledistancedistressdistressingdistributedistributiondistrictdistrict attorneydiversitydividedivisiondivorcedivorceddivulgedizzilydizzinessdizzydodoctordocumentdocumentarydogdollardomesticdominatedomineeringdonatedoordormdormitorydoubledouble bassdoublesdoubtdowndownloaddownstairsdownwarddozendraftdragdramadramaticdrawdrawingdreamdressdressed

dribbledrinkdrivedriverdrivingdropdrugdrumdrunkdrydry cleanerduedugoutduringduskdustdutyduty-freedvd

کلماتی که با E شروع میشوند (196 واژه)
کلماتی که با P شروع میشوند (311 واژه)

pacepackpackagepagepainpainfulpaintpainterpaintingpairpalacepalepalmpanpanelpanicpanickypantspaperparagraphparaphraseparentparkparkingparliamentparodypartpart-timeparticipantparticipateparticipationparticularparticularlypartlypartnerpartypasspassagepassengerpassionpassportpastpatentpathpatiencepatientpatientlypatternpausepaypayment

peacepeacefulpenpenaltypencilpenispennypensionpeoplepepperperpercentpercentageperemptoryperfectperfectlyperformperformanceperhapsperiodpermanentpermeatepermissionpermitpersistpersistencepersistentpersistentlypersonpersonalpersonalitypersonallyperspectivepersuadepessimismpessimistpessimisticpesticidepetpetrolpetroleumpharmacistpharmacyphasePhDphenomenonphilosophyphonephotophotographphotographer

photographyphrasephysicalphysicianphysician's assistantphysicspianopickpickaxpicturepiecepigpilepilotpilot lightpilotlesspinpinkpink-collarpinkiepipepipe cleanerpitchpitcherpityplaceplainplanplaneplanetplanningplantplasticplateplatformplatitudeplatitudinousplayplayerpleaplea bargainingpleasantpleasepleasedpleasureplentyplotplumberpluspocketpoem

poetpoetrypointpointedpoisonpoisonouspolicepolice officerpolicemanpolicypolitepoliticalpoliticianpoliticspollutantpollutionpompositypompouspompouslypoolpoorpoppopularpopularitypopulationportportraitposepositionpositivepossesspossessionpossibilitypossiblepossiblypostposterpostgraduatepotpotatopotentialpoundpourpovertypowderpowerpower of attorneypowerfulpracticalpracticepraise

prayprayerprecipitationprecisepredictpredictionpreferpregnantpreparationpreparepreparedprerequisiteprescribeprescribedprescriptionpreseasonpresencepresentpresentationpreservepresidentpresspressurepretendprettypreventpreviouspreviouslypricepridepridefulpriestprimaryprimeprinceprincessprincipleprintprinted circuitprinterprintingpriorpriorityprisonprisonerprivacyprivateprizeproprobablyprobation

probation officerproblemprocedureprocessproduceproducerproductproductionprofessionprofessionalprofessorprofileprofitprogramprogrammerprogressprojectpromisepromotepromotionpronounceproofpropellerproperproperlypropertyproposalproposeprosecuteprosecutorprospectprotectprotectionprotestproudproveprovideproximitypsychologistpsychologypubpublicpublicationpublishpuckpullpunishpunishmentpupilpurchasepure

purplepurposepursuepushput

کلماتی که با S شروع میشوند (428 واژه)

sadsadlysadnesssafesafetysailsailingsailorsaladsalarysalesalesmansalespersonsaleswomansaltsamesamplesandsandwichsarcasmsarcasticsatellitesatisfactionsatisfiedsatisfySaturdaysaucesavesavingsavingssayscalescalpscalperscanscaredscaryscenesceneryscheduleschemeschoolsciencescientificscientistscopescorescoreboardscornscreamscreen

scriptscrutinizesculptureseasearchseasonseatseat beltsecondsecondarysecondlysecretsecretarysecretivesectionsectorsecuresecurityseeseedseekseemseldomselectselectionselfself-centeredselfishselfishlysellsemestersemiannualsemiannuallysemifinalsemifinalistsendseniorsensesensiblesensitivesentenceseparateSeptembersequenceseriesseriousseriouslyservantserveservicesession

setsettingsettlesevenseventeenseventyseveralseveresexsexualshadeshadowshakeshallshallowshameshapesharesharpshesheepsheersheetshelfshellsheltershiftshinshineshinyshipshirtshockshockedshoeshootshootingshopshoppingshortshort circuitshotshouldshouldershoutshowshowershutshysicksick leave

sidesideburnssightsignsignalsignificantsignificantlysilencesilentsilksillysilversimilarsimilaritysimilarlysimpersimplesimplysincesinceresingsingersingingsinglesinglessinksirsistersister-in-lawsitsitesituationsixsixteensixtysizeskiskiingskillskinskirtskyslavesleepsliceslideslightslightlyslipslopeslow

slowlysmallsmartsmartphonesmellsmilesmogsmokesmokingsmoothsnakesneezesnowsosoapsoccersociabilitysociablesocialsocietysocksoftsoftwaresoilsolarsoldiersolidsolutionsolvesomesomebodysomedaysomehowsomeonesomeplacesomethingsometimessomewhatsomewheresonsongsoonsoresororitysorrowsorrysortsoulsoundsoundlysoup

sourcesouthsouthernspacespeakspeakerspecialspecialistspeciesspecificspecificallyspectator sportspeechspeedspellspellingspendspendingspicespicyspiderspiritspiritualsplintsplitspokensponsorspoonsportsportscastersportsmanshipspotsprainspreadspringspring breaksquarestablestadiumstaffstagestairstampstandstandardstandbystarstarestartstatestate attorney

statementstationstatisticstatuestatusstatutestaysteadystealsteepstepstepfatherstepmotherstickstickinessstickystiffstillstockstock marketstomachstonestopstopoverstorestormstorystraightstrangestrangerstrategystreamstreetstrengthstressstretchstrictstrikestringstrongstronglystructurestrugglestubbornstubbornlystudentstudiostudystuffstupendousstupid

stupiditystylesubjectsubjectionsubmitsubstancesucceedsucceedingsuccesssuccessfulsuccessfullysuchsuddensuddenlysuesuffersugarsuggestsuggestionsuitsuitablesuitablysumsummarizesummarysummersunSundaysunnysunshinesuperficialsuperficialitysuperficiallysupermarketsupplysupportsupportersupposesuresurelysurfacesurgeonsurgerysurprisesurprisedsurprisingsurprisinglysurroundsurroundingsurroundingssurvey

survivalsurvivesurvivorsuspectsuspectedsustainsustainableswapswearsweatersweepsweetswimswimmingswitchsyllabussymbolsympathysymptomsystem

کلماتی که با X شروع میشوند (5 واژه)
کلماتی که با Y شروع میشوند (14 واژه)
کلماتی که با Z شروع میشوند (6 واژه)