koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی control به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

control

اسم

US /kənˈtroʊl/

controls

(اسم) کنترل

The man lost control of his car and crashed into a tree.

آن مرد کنترل خودروی خود را از دست داد و با یک درخت برخورد کرد.

Everything is under control, sir.

همه چیز تحت کنترل است قربان.

control

فعل

controls; controlled; controlling

(فعل) کنترل کردن

The temperature is controlled by a thermostat.

دما توسط یک ترموستات کنترل می شود.