برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی thunder به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل thunder
(اسم) رعد ناشی از رعد و برق – صدای بلند - a face like thunder قیافه ای که خیلی عصبانی به نظر میرسد - steal someone's thunder به طریقی روز خوش مربوط به کسی یا موفقیت کسی را کم رنگ کردن
thunder and lightning
رعد و برق
the thunder of gunfire
صدای شلیک تفنگ
We were about to announce our engagement when Sarah and Jim stole our thunder and revealed that they were going to have a baby.
ما داشتیم نامزدی خود را اعلام می کردیم که سارا و جیم کار را خراب کرده و گفتند که قرار است بچه دار شوند.
thunder
فعل
thunders; thundered; thundering
(فعل) رعد و برق زدن – صدای بلند تولید کردن – غرش کنان حرکت کردن – چیزی را با صدای بلند فریاد زدن
It thundered all night.
تمام شب را رعد و برق میزد.
The express train thundered past us.
قطار سریع السیر غرش کنان از کنار ما گذشت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره thunder، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


