koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی woman به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

woman

اسم

US /ˈwʊmən/

women /ˈwɪmən/

(اسم) زن، زنان (جنس مونث بالغ) - businesswoman/spokeswoman etc زنی که مشغول به کاری است مثال زن تاجر/زن سخنگو و غیره - the woman in the street زنان عادی، زنان کف شهر

the town's first woman mayor

اولین شهردار زن این شهر

She's all woman!

او نماینده همه زنان است! (همه ویژگی های معمول یک زن را دارد)

She is an active, elderly woman.

او یک زن مسنِ پرتلاش بود.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) woman of the hour یک زن موفق در یک برهه از زمان، زنی که در آن لحظه یا دوره مورد قدردانی یا تشکر و غیره قرار می گیرد

it's a surprise birthday party for you, Sara! You're the woman of the hour!

این یک جشن تولد غافلگیر کننده برای تو است، سارا! تو زن مفتخر هستی!