برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی woman به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل woman
(اسم) زن، زنان (جنس مونث بالغ) - businesswoman/spokeswoman etc زنی که مشغول به کاری است مثال زن تاجر/زن سخنگو و غیره - the woman in the street زنان عادی، زنان کف شهر
اولین شهردار زن این شهر
She's all woman!
او نماینده همه زنان است! (همه ویژگی های معمول یک زن را دارد)
She is an active, elderly woman.
او یک زن مسنِ پرتلاش بود.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) woman of the hour یک زن موفق در یک برهه از زمان، زنی که در آن لحظه یا دوره مورد قدردانی یا تشکر و غیره قرار می گیرد
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره woman، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

