برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی alter به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل alter
(فعل) دگرگون شدن، دگرگون کردن (دو مثال اول) - ایجاد تغییر در یک لباس طوری که اندازه بدن شما شود (مثال سوم) - لحظه ای از مراسم عروسی که در آن خطبه خوانده می شود و عروس و داماد به زن و شوهر رسمیت پیدا میکنند – ارگان جنسی یک حیوان را برداشتن و توان تولید مثل را از او گرفتن (اخته کردن)
I altered my typical lunch and had a steak instead.
من ناهار معمول خودم را تغییر دادم و به جای آن یک استیک خوردم.
This one small event altered the course of history.
همین رویداد کوچک مسیر تاریخ را دگرگون کرد.
Dorothy agreed to alter my dress if I would reveal its cost to her.
دروتی موافقت کرد که اگر قیمت لباس را به او بگویم، آن را برایم تنگ کند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره alter، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



