koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی alter به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

alter

فعل

US /ˈɑːltɚ/

alters; altered; altering

(فعل) دگرگون شدن، دگرگون کردن (دو مثال اول) - ایجاد تغییر در یک لباس طوری که اندازه بدن شما شود (مثال سوم) - لحظه ای از مراسم عروسی که در آن خطبه خوانده می شود و عروس و داماد به زن و شوهر رسمیت پیدا میکنند – ارگان جنسی یک حیوان را برداشتن و توان تولید مثل را از او گرفتن (اخته کردن)

I altered my typical lunch and had a steak instead.

من ناهار معمول خودم را تغییر دادم و به جای آن یک استیک خوردم.

This one small event altered the course of history.

همین رویداد کوچک مسیر تاریخ را دگرگون کرد.

Dorothy agreed to alter my dress if I would reveal its cost to her.

دروتی موافقت کرد که اگر قیمت لباس را به او بگویم، آن را برایم تنگ کند.