برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tune به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tune
(اسم) آهنگ، نغمه - call the tune رئیس بودن، مسئول چیزی بودن، کنترل چیزی را بر عهده داشتن (مثال دوم) - change your tune یا sing a different tune نظر خود را تغییر دادن، رویکرد خود را تغییر دادن، طرز حرف زدن خود را تغییر دادن
That’s a very pretty tune.
آن یک آهنگ خیلی خوب است.
She called the tune all through the meeting.
او در تمام طول جلسه رئیس بود.
He'd soon change his tune if he thought she'd lost interest.
اگر فکر می کرد که توجه را از دست می دهد خیلی زود نظرش را تغییر می داد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) dance to someone's tune الف: کاری را کسی به شما گفته یا دستور داده را انجام دادن ب: با ساز کسی رقصیدن، طبق ایده یا نظر کسی عمل کردن (مثال اول) - in tune صدای موسیقی درست و بر اساس نت ایجاد کردن، طبق نت خواندن یا زدن (مثال دوم) - in tune with somebody/sth قادر بودن به فهمیدن یا درک کردن یا موافق بودن یا فکر یا خواسته کسی یا چیزی (مثال سوم) - out of tune with somebody/something موافق نبودن یا درک نکردن فکر یا خواسته کسی
The danger is that the churches could end up dancing to the tune of their big business sponsors.
خطر این است که کلیساها می توانند با اسپانسرهای تجاری خود هم عقیده شوند.
A trained singer knows when her voice is in tune.
وقتی که صدای او روی نت قرار دارد، یک خواننده آموزش دیده این را می فهمد.
They were clearly in tune with each other.
آن ها مطمئنا یکدیگر را درک می کردند. (با یکدیگر موافق بودند)
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) out of tune خارج از نت خواندن یا نواختن - to the tune of $1,000/£2 million etc برای تاکید روی یک عدد یا مقدار
tune
فعل
tunes; tuned; tuning
(فعل) تنظیم کردن وسیله موسیقی تا صدای درستی بدهد – چیزی را کمی تغییر دادن تا درست تر کار کند (رگلاژ کردن – مثال دوم) – تنظیم کردن گیرنده رادیویی یا تلویزیون تا برنامه ای را پخش کند (مثال آخر)
I tuned my guitar.
من گیتارم را تنظیم کردم. (tune up هم در این معنی بکار می رود)
How much do they charge to tune up a Porsche?
آن ها چقدر می گیرند تا یک پورشه را رگلاژ کنند؟
The television was tuned to an afternoon soap opera.
تلویزیون روی سریال بعد از ظهر تنظیم شده است.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) stay tuned به تماشای تلویزیون یا گوش دادن به رادیو ادامه دادن - tune in الف: تماشا کردن تلویزیون یا گوش دادن به رادیو (مثال اول) ب: درک کردن یک موقعیت یا درک کردن نیازهای مردم و ... (به صورت be tuned in نیز بکار می رود – مثال دوم) - tune out محل نگذاشتن به کار یا گفته های مردم، نادیده گرفتن یا نشنیده گرفتن کسی یا چیزی (مثال آخر)
We have over 5 million viewers tuning in to our show every week.
ما هر هفته 5 میلیون بیننده داریم که برنامه ما را تماشا می کنند.
Try to tune in to your wife’s needs.
سعی کنید نیازهای همسر خود را درک کنید.
He tuned out the noise and concentrated on his work.
او آن صدا را نادیده گرفت و روی کارش متمرکز شد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


