برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی female به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل female
(صفت) زن یا دختر، مونث – حیوانی که تخم می گذارد یا تولید مثل می کند (ماده)
female
اسم
females
(اسم) زن یا یک حیوان ماده - مادگی یک وسیله مانند زانوی لوله آب که می توان لوله دیگری را درون آن جا کرد
More females than males are employed in the factory.
زنان و مردان بیشتری در این کارخانه استخدام می شوند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره female، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

