برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی size به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل size
(اسم) قد یا اندازی چیزی یا کسی (سه مثال اول)
What is the size of that window?
اندازه این پنجره چقدر است؟
The twins are the same size.
دو قولوها هم قد هستند.
Skirts come in many colors and sizes.
دامن ها در رنگ ها و ابعاد زیادی موجود هستند.
What is your shoe size?
سایز کفش شما چیست؟
a decrease in the size of the population
کاهشی در مقدار جمعیت
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) عدد مجموع کسانی یا چیزهایی (مثال اول) - cut/bring (etc.) you down to size اینکه مردم حد و حدود شما را بفهمند و اینکه بفهمند که شما آنطور که خود را توصیف می کنید یا نشان می دهید مهم یا قوی نیستید (مثال دوم) - that’s about the size of it موافقت کردن با توصیف کسی از یک موقعیت (بله قضیه همین است)
a decrease in the size of the population
کاهشی در مقدار جمعیت
Failing his exams has certainly cut him down to size.
رد شدن در امتحان، به صورت واضحی حد و حدود او را نشان داد.
size
فعل
sizes; sized; sizing
(فعل) اندازه کردن چیزی، چیزی را به یک اندازه خاص در آوردن (مثال اول) – بر اساس اندازه مرتب کردن - size up ارزیابی کردن چیزی یا کسی (assess – مثال دوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره size، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

