برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی size به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل size
(اسم) قد یا اندازی چیزی یا کسی (سه مثال اول)
What is the size of that window?
اندازه این پنجره چقدر است؟
The twins are the same size.
دو قولوها هم قد هستند.
Skirts come in many colors and sizes.
دامن ها در رنگ ها و ابعاد زیادی موجود هستند.
What is your shoe size?
سایز کفش شما چیست؟
a decrease in the size of the population
کاهشی در مقدار جمعیت
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) عدد مجموع کسانی یا چیزهایی (مثال اول) - cut/bring (etc.) you down to size اینکه مردم حد و حدود شما را بفهمند و اینکه بفهمند که شما آنطور که خود را توصیف می کنید یا نشان می دهید مهم یا قوی نیستید (مثال دوم) - that’s about the size of it موافقت کردن با توصیف کسی از یک موقعیت (بله قضیه همین است)
a decrease in the size of the population
کاهشی در مقدار جمعیت
Failing his exams has certainly cut him down to size.
رد شدن در امتحان، به صورت واضحی حد و حدود او را نشان داد.
size
فعل
sizes; sized; sizing
(فعل) اندازه کردن چیزی، چیزی را به یک اندازه خاص در آوردن (مثال اول) – بر اساس اندازه مرتب کردن - size up ارزیابی کردن چیزی یا کسی (assess – مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره size، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


