koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی bowl به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bowl

اسم

US /ˈboʊl/

bowls

(اسم) یک ظرف که سر باز بوده و کمی گود است یا غذای داخل آن (مثال اول) – هر چیزی که شکل کاسه است مانند کاسه توالت – یک دره که به شکل کاسه است یا یک تئاتر یا ساختمان یا سازه ای که شکل کاسه است (مثال دوم) – یک مسابقه ای که در پایان هر فصل فوتبال آمریکایی برگزار میشود (مثال سوم) - Super Bowl مسابقه سالانه فوتبال آمریکایی قهرمانی لیگ فوتبال ملی (NFL) – توپ بولینگ – bowls ورزشی شبیه به بولینگ که در چمن برگزار میشود (در آمریکایی lawn bowling)

a soup/sugar bowl

ظرف سوپ/شکر

the Hollywood Bowl

هالیوود بول (یک آمفی تئاتر روباز در هالیوود، لس‌ آنجلس)

college bowl games

مسابقات فوتبال بین دانشگاهی

bowl

فعل

bowls; bowled; bowling

(فعل) توپ را در ورزش هایی مانند بولینگ به سمت چیزی غلت دادن (مثال اول) – بولینگ بازی کردن (مثال اول) – امتیاز گرفتن در بولینگ (مثال سوم)

to bowl a 15-pound ball

غلت دادن یک توپ 15 پوندی

We bowled every week.

ما هر هفته بولینگ بازی میکردیم.

He bowled around 130.

او حدود 130 امتیاز کسب کرد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) پرتاب کردن توپ به سمت زننده توپ در کریکت – (کریکت) با زدن توپ به شاخص، زننده توپ را مجبور به حرکت کردن (bowl somebody (out)) - bowl over الف: زدن و انداختن، اصابت کردن و افتادن ب: کسی را غافلگیر کردن یا تحت تاثیر قرار دادن

He was bowled over by her beauty.

زیبایی آن دختر او را تحت تاثیر قرار داد.