برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shout به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shout
(فعل) چیزی را با صدای بلند گفتن – جیغ کشیدن، فریاد زدن (مثال دوم) - shout down با فریاد زدن جلوی رسیدن صدای کسی را گرفتن (مثال سوم)
There's no need to shout, I can hear you.
نیازی به فریاد زدن نیست، من می توانم شما را بشنوم.
او می خواست از شادی فریاد بزند.
The speaker was shouted down by a group of protesters.
معترضین با فریاد جلوی شنیده شدن صدای سخنران را گرفتند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) shout your head off برای مدت طولانی فریاد زدن (مثال اول)
shout
اسم
shouts
(اسم) فریاد – کسی که نوبتش است تا نوشیدنی بخرد - be in with a shout شانس خوبی برای پیروزی یا دستیابی به چیزی داشتن - give (someone) a shout به کسی چیزی را خبر دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره shout، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

