برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
new
معنی new به عنوان صفت
(صفت) جدید، نو، تازه
My new dress doesn't fit to me.
لباس جدید من به تن من نمی خورد.
This watch is new.
این ساعت جدید است.
My website has a lot of new visitors and sells better.
وبسایت من بازدیدکنندگان جدید زیادی دارد و فروش بهتری دارد.
یک گونه جدید ماهی
تفاوت new و recent:
new = جدید / تازه و مربوط به چیزی که قبلاً وجود نداشته یا برای فرد جدید است.
recent = اخیر / مربوط به زمان نزدیک گذشته.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) سالم تر، با انرژی تر، با نشاطتر، سرحالتر یا جوانتر
تفاوت new و latest:
new = جدید / تازه
latest = جدیدترین / آخرین مورد موجود
I bought a new phone.
یک گوشی جدید خریدم.
This is the latest model.
این جدیدترین مدل است.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) the new چیزهای جدید، پدیدهها یا ایدههای تازه (دو مثال اول) - what's new? چه خبر؟ / چه چیز جدیدی هست؟ - new arrival تازهوارد، تازهرسیده؛ نوزاد تازه متولدشده
برخی ترکیبها و عبارات رایجی که با new وجود دارند:
- new job - شغل جدید
- new idea - ایده جدید
- new information - اطلاعات جدید
- new product - محصول جدید
- new customer - مشتری جدید
- new student - دانشآموز جدید
- new visitor - بازدیدکننده جدید
- new experience - تجربه جدید
- new technology - فناوری جدید
- new way - روش جدید
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره new، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

