برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
spring
معنی spring چیست؟
(اسم) فصل بهار (مثال اول) – فنر؛ قطعه ای فلزی که پس از فشرده یا کشیده شدن دوباره به شکل اولیه خود برمی گردد (مثال دوم و سوم) – چشمه؛ محلی که آب به طور طبیعی از زمین بیرون می آید (مثال آخر)
It was a beautiful day in early spring.
یک روز زیبا در اوایل بهار بود.
bed springs
فنرهای تختخواب
The cushion has lost its spring.
این بالشتک حالت فنری خود را از دست داده است.
mineral springs
چشمه های آب معدنی
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) جهش یا خیز؛ حرکت ناگهانی به سمت جلو یا بالا (مثال اول) – spring in your step حالتی شاد و پرانرژی در راه رفتن
With a spring, the deer jumped over the fence.
گوزن با یک خیز از روی حصار پرید.
She walked away with a little spring in her step.
او با حالتی شاد و پرانرژی دور شد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) spring water آب چشمه – spring break تعطیلات بهاری، به ویژه تعطیلات کوتاه مدت دانش آموزان و دانشجویان – spring cleaning خانه تکانی و تمیزکاری کامل که معمولاً در فصل بهار انجام می شود
spring
فعل
springs; sprang /ˈspræŋ/ or sprung /ˈsprʌŋ/; sprung; springing
(فعل) ناگهان پریدن یا خیز برداشتن (مثال اول) – ناگهان و با سرعت به سمت عقب یا در جهت دیگری حرکت کردن (مثال دوم) – آزاد کردن کسی از زندان یا اسارت (مثال سوم)
The tiger was waiting to spring.
ببر منتظر بود ناگهان خیز بردارد.
The branch sprang back and hit me in the face.
شاخه به سرعت به عقب برگشت و به صورتم خورد.
The president sought to spring the hostages.
رئیس جمهور تلاش کرد گروگان ها را آزاد کند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) spring a leak سوراخ یا دچار نشتی شدن (مثال اول) – spring a surprise ناگهان کسی را با انجام دادن یا گفتن چیزی غافلگیر کردن (مثال دوم) – spring a trap تله ای را فعال کردن یا کسی را با تله گرفتار کردن – spring for پرداخت کردن هزینه چیزی، معمولاً برای دیگران (مثال آخر)
We discovered that the boat had sprung a leak.
ما فهمیدیم که قایق دچار نشتی شده است.
She sprang a surprise by winning the tournament.
او با برنده شدن در مسابقات همه را غافلگیر کرد.
I'll spring for lunch.
من هزینه ناهار را حساب می کنم.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) spring from از چیزی ناشی شدن یا سرچشمه گرفتن (مثال اول) – spring into action ناگهان و با انرژی شروع به فعالیت کردن (مثال دوم) – spring to mind ناگهان به ذهن رسیدن (مثال سوم) – spring up ناگهان به وجود آمدن یا ظاهر شدن (مثال آخر)
The idea for the novel sprang from a trip to China.
ایده این رمان از سفری به چین شکل گرفت.
The police sprang into action.
پلیس بلافاصله و با سرعت وارد عمل شد.
The name suddenly sprang to mind.
نام او ناگهان به ذهنم رسید.
Thousands of new businesses have sprung up in the past couple of years.
در یکی دو سال اخیر، هزاران کسب وکار جدید به وجود آمده اند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) spring back به سرعت به حالت یا موقعیت قبلی برگشتن – spring on کسی را با چیزی غافلگیر کردن – tears spring to your eyes ناگهان اشک در چشمان کسی جمع شدن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره spring، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

