بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی tidy به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل tidy

tidy

صفت

US تلفظ صوتی/ˈtaɪdi/

tidier; tidiest

(صفت) مرتب، منظم – گران، هنگفت (مثال آخر)

a tidy kitchen

یک آشپزخانه مرتب

a tidy person

یک آدم مرتب

His business deals make him a tidy sum.

معاملات تجاری او مبلغ هنگفتی نصیب او می کند.

tidy

فعل

tidies; tidied; tidying

(فعل) مرتب کردن - tidy up after somebody خرابکاری کسی را مرتب کردن (مثال سوم)

She tidied her room.

او اتاقش را مرتب کرد.

Please tidy this room up.

لطفاً این اتاق را مرتب کن. (معمولا با up می آید)

I’m tired of tidying up after you boys.

من دارم سعی می کنم خرابکاری شما پسرها رو مرتب کنم.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره tidy، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته