koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی extent به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

extent

اسم

US /ɪkˈstɛnt/

(اسم) میزان، مقدار، وسعت، گستردگی - to an extent یا to some extent یا to a certain extent همگی یعنی تقریبا درست (تا حدی، تا مقداری)

She tried to determine the extent of the damage.

او سعی کرد میزان خسارت را تعیین کند.

I was amazed at the extent of his knowledge.

من از گستردگی معلومات او در شگرف بودم.

To an extent, they're both right.

تا حدی، آن ها هر دو درست می گویند.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) to a large extent یا to a great extent هر دو یعنی: تا حدود زیادی، تا مقدار زیادی (مثال اول) - to the extent that یا to that extent هر دو یعنی: به مقداری که یا به همان اندازه که (مثال دوم) - to such an extent that یعنی به مقداری که (مقدار خیلی نزدیک به حقیقت)، به حدی که

These traits are to a large extent inherited.

این ویژگی ها تا حدود زیادی ارثی است.

To the extent that he encouraged their bad behavior, he's to blame for it.

او به همان اندازه که رفتار بد آن ها را تشویق کرد، مقصر است.

She has changed to such an extent that you wouldn't recognize her.

او تغییر کرده است به حدی که تو او را نخواهی شناخت.