koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی attack به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

attack

فعل

US /əˈtæk/

attacks; attacked; attacking

(فعل) حمله کردن به کسی یا چیزی (مثال اول) – به شدت مورد انتقاد قرار دادن (مثال دوم) – کاری را با انرژی زیاد یا انگیزه زیاد انجام دادن (مثال آخر)

She was attacked by a dog.

او توسط یک سگ مورد حمله قرار گرفت.

He has been attacked for ignoring his own party members.

او به دلیل نادیده گرفتن اعضای حزب خودش مورد انتقاد شدید (حمله) قرار گرفت.

Let's attack one problem at a time.

بیایید هر بار یک مشکل را بررسی کنیم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) حمله کردن برای گرفتن امتیاز در ورزش

attack

اسم

attacks

(اسم) حمله (دو مثال اول) – انتقاد شدید، حمله (مثال سوم) – یک نارسایی شدید و کوتاه مدت در بدن (دو مثال آخر)

a violent attack upon a police officer

یک حمله شدید به یک افسر پلیس

There is a threat of nuclear attack.

تهدیدی مبنی بر حمله هسته ای وجود دارد.

a scathing attack on the president

حمله شدید به رئیس جمهور

an asthma attack

یک شکل تنفسی ناگهانی

a massive heart attack

یک حمله قلبی شدید

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) خط حمله یک تیم ورزشی (مثال اول) – حمله در ورزش برای به ثمر رساندن گل یا گرفتن امتیاز (مثال دوم) - on the attack در حال حمله - under attack تحت حمله دشمن یا منتقدین و غیره بودن (مثال آخر)

The team has a strong attack, but its defense is weak.

این تیم خط حمله قوی دارد ولی خط دفاعی اش ضعیف است.

a sustained attack on the Chelsea goal

حمله مداوم به دروازه چلسی

I constantly feel like I'm under attack during these meetings, but a lot of these issues don't even relate to my department.

من همیشه احساس میکنم در طول این جلسات مورد حمله قرار میگیرم ولی بسیاری از این مشکلات حتی ارتباطی به دپارتمان من ندارد.

attack

صفت

(صفت) نظامی، تهاجمی