برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی daily به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل daily
(صفت) روزانه، هر روز
Keep a record of your daily activities.
از فعالیت های هر روزت یک گزارش نگه دار.
daily
قید
(قید) روزانه
Take the pills twice daily.
روزانه دو بار این قرض را بخور.
daily
اسم
dailies
(اسم) روزنامه ای که هر روز منتشر میشود – dailies یک نسخه از فیلم که ساخته هر روز و کار هر روز را در خود دارد و کارگردان هر روز بعد از فیلم برداری صحنه ها آن را نگاه میکند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره daily، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


