برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی traffic به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل traffic
(اسم) تمام وسایل نقلیه در یک جاده یا خیابان – حرکت هواپیماها، قطارها و ...(مثال سوم) – تعداد افرادی که در جایی هستند یا از جایی می گذرند – تعداد بازدیدکنندگان از یک وبسایت یا اپلیکیشن و غیره
ترافیک سنگین/ساعت شلوغی
The sound of the traffic kept me awake.
صدای ماشین ها مرا هوشیار نگه داشت.
کنترل ترافیک هوایی
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) داد و ستد، معامله، خرید و فروش غیرقانونی
Most of the traffic of narcotics is not detected.
بیشتر معاملات مواد مخدر شناسایی نمی شود.
traffic
فعل
traffics; trafficked; trafficking
(فعل) معامله و خرید و فروش غیرقانونی انجام دادن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره traffic، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

