برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی traffic به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل traffic
(اسم) تمام وسایل نقلیه در یک جاده یا خیابان – حرکت هواپیماها، قطارها و ...(مثال سوم) – تعداد افرادی که در جایی هستند یا از جایی می گذرند – تعداد بازدیدکنندگان از یک وبسایت یا اپلیکیشن و غیره
ترافیک سنگین/ساعت شلوغی
The sound of the traffic kept me awake.
صدای ماشین ها مرا هوشیار نگه داشت.
کنترل ترافیک هوایی
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) داد و ستد، معامله، خرید و فروش غیرقانونی
Most of the traffic of narcotics is not detected.
بیشتر معاملات مواد مخدر شناسایی نمی شود.
traffic
فعل
traffics; trafficked; trafficking
(فعل) معامله و خرید و فروش غیرقانونی انجام دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره traffic، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


