عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل dust

dust

اسم

US تلفظ صوتی/ˈdʌst/

(اسم) غبار، گرد و خاک - bite the dust مردن یا خراب شدن - leave (someone) in the dust خیلی دور شدن یا جلو افتادن از کسی (مثال دوم) - let the dust settle/wait for the dust to settle اجازه دهید/منتظر بمانید تا غبار ها فرو نشیند، وقتی که اوضاع آرام شود

The floor was covered with dust.

کف خانه با گرد و خاک پوشیده شده بود.

The company has left its competitors in the dust.

این شرکت از رقبای خود خیلی جلو افتاده است.

dust

فعل

dusts; dusted; dusting

(فعل) خاک روبی کردن از روی چیزی – پاشیدن چیزی پودر مانند روی چیزی - dust off چیزی را که برای مدتی بلا استفاده بوده را دوباره بکار گرفتن

dust the furniture

خاک را از روی وسایل پاک کردن

dust off last year's winter coat

کت زمستانی مال پارسال را دوباره پوشیدن

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته