برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی transition به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل transition
(اسم) تغییر، گذار، فرایندی که در حال حالت یا شرایط چیزی تغییر می کند – تغییر جنسیت (مثال سوم)
transition
فعل
transitions; transitioned; transitioning
(فعل) تغییر دادن، دگرگون کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره transition، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

