برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flying به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل flying
(صفت) پرواز کننده، قادر به پرواز - with flying colors کاملا موفق، با موفقیت کامل
flying
اسم
(اسم) پرواز کردن
She doesn't enjoy flying.
او از پرواز کردن خوشش نمی آید.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره flying، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


