عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل phone

phone

اسم

US تلفظ صوتی/ˈfoʊn/

phones

(اسم) تلفن (telephone) - on the phone در حال صحبت با تلفن

His phone rang.

تلفن او زنگ زد.

a phone bill

یک قبض تلفن

I left the phone off the hook.

من گوشی را زمین گذاشتم. (قسمتی که با صحبت می شود را سر جایش قرار ندادم)

That daughter of mine is on the phone all day!

آن دختر من تمام روز در حال صحبت کردن با تلفن است!

phone

فعل

phones; phoned; phoning

(فعل) صحبت کردن با تلفن ای تماس گرفتن با کسی (در بریتیش معمولا با up همراه است – مثال دوم) - phone in الف: تماس گرفتن با محل کار خود مخصوصا اگر بخواهید چیزی را گزارش کنید (مثال سوم) ب: تماس گرفتن با یک برنامه تلویزیونی یا رادیویی (مثال آخر)

She phoned them just after lunch.

او درست بعد از ناهار با آنها تماس گرفت.

Phone her up and find out when she is coming.

با او تماس بگیر و بفهم که کی می آید.

She phoned in sick.

او تماس گرفت و گفت که مریض است. (گزارش داد چون مریض است سر کار نمی آید)

People phoned in from all over the country.

مردم از سراسر کشور با برنامه تماس گرفتند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته