برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی assess به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل assess
(فعل) ارزیابی کردن (مثال اول) – برآورد کردن قیمت یا ارزش یا حد چیزی (estimate - مثال دوم) – جریمه کردن یا مالیات بستن (مثال سوم) – (در ورزش) به تیم یا طرف مقابل پنالتی دادن
The test was to assess aptitude rather than academic achievement.
این آزمون برای ارزیابی استعداد بود تا مدرک دانشگاهی.
Damage to the car was assessed at $500.
خسارت این خودرو، 500 دلار برآورد شده است.
You will be assessed on all your income, including any interest you have earned.
روی تمام درآمد شما شامل همه سودی که بدست آورده اید مالیات در نظر گرفته میشود.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره assess، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

