koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی assess به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

assess

فعل

US /əˈsɛs/

assesses; assessed; assessing

(فعل) ارزیابی کردن (مثال اول) – برآورد کردن قیمت یا ارزش یا حد چیزی (estimate - مثال دوم) – جریمه کردن یا مالیات بستن (مثال سوم) – (در ورزش) به تیم یا طرف مقابل پنالتی دادن

The test was to assess aptitude rather than academic achievement.

این آزمون برای ارزیابی استعداد بود تا مدرک دانشگاهی.

Damage to the car was assessed at $500.

خسارت این خودرو، 500 دلار برآورد شده است.

You will be assessed on all your income, including any interest you have earned.

روی تمام درآمد شما شامل همه سودی که بدست آورده اید مالیات در نظر گرفته میشود.