برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی actor به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل actor
(اسم) یک بازیگر مرد – actors مجموعه از بازیگران (شامل مرد و زن) - character actor بازیگری که به بازی در نقش های مختلف و غیر معروف شهرت دارد
Both lead actors are outstanding.
هر دو بازیگر نقش اصلی بسیار خوب هستند.
Employers are key actors within industrial relations.
کارفرماها بازیگران اصلی در مناسبات صنعتی هستند. (کارفرماهای مرد و زن)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره actor، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



