koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی encounter به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

encounter

فعل

US /ɪnˈkaʊntɚ/

encounters; encountered; encountering

(فعل) ناخواسته با کسی ملاقات کردن، مواجه شدن

She was the most remarkable woman he had ever encountered.

او فوق العاده ترین زنی بود که تا کنون به آن برخورد کرده بود.

He was shocked by the hostility he encountered.

او از خصومتی که با آن مواجه شده بود در شُک بود.

I had never encountered such resistance before.

تاکنون با چنین مقاومتی روبرو نشده بودم.

encounter

اسم

encounters

(اسم) رویارویی، مواجهه

My first encounter with death was when Abraham died.

اولین مواجهه (برخورد) من با مرگ زمانی بود که ابراهیم درگذشت.

Three of them were killed in the subsequent encounter with the police.

در رویارویی بعدی با پلیس سه نفر از آنها کشته شدند.