برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی within به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل within
(حرف اضافه) داخل یک محدوده یا منطقه خاص یا یک گروه و شرکت و غیره (دو مثال اول) – قبل از پایان یک مدت (مثال سوم)
داخل مرزهای کشور
We are now within range of enemy fire.
ما اکنون در محدوده آتش دشمن هستیم.
The tickets should reach you within a week.
بلیط ها باید در یک هفته بدست شما برسد. (قبل از پایان هفت روز)
(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) کمتر از یک فاصله خاص نسبت به چیزی یا کسی - within sight/earshot (of something) به اندازه کافی برای دیدن و شنیدن (مثال دوم) – در یک محدوده و نه فراتر از آن (مثال سوم)
I kept my cell phone within reach on the table.
من موبایلم را نزدیک به خوردم روی میز نگه داشتم. (به طوری که به راحتی رستم به آن برسد)
As she came within sight of the house, she saw two men getting out of a car.
او وقتی او نزدیک خانه شد، دو مرد را دید که از یک خودرو پیاده می شدند. (وقتی خانه در محدوده دید او قرار گرفت)
The company has always acted within the law.
این شرکت همواره در محدوده قانون اقدام کرده است.
(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) اینکه بگویید کسی چقدر نزدیک است یا چقدر به چیزی یا انجام کاری نزدیک هستید (مثال اول)
within
قید
(قید) درون چیزی، باطنی
beauty coming from within
زیبایی که از درون چیزی نشات می گیرد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره within، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


