برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی stomach به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل stomach
(اسم) شکم، معده (مثال اول) – میل، شجاعت و غیره که برای پذیرش کاری دشوار نیاز است (مثال دوم) - a strong stomach اینکه بسیاری از چیزها که مردم را ناراحت یا شوکه می کند در مورد شما اثر ندارد و شما اذیت نمی شوید (مثال سوم) - a weak stomach به راحتی از چیزهای ناراحت کننده یا شوکه کننده تاثیر میپذیرید و اذیت می شوید
stomach gas
باد معده
They had no stomach for a fight.
آن ها تمایلی به مبارزه نداشتند.
You need to have a very strong stomach to watch the surgery scenes.
تو باید خیلی دل و جرات داشته باشی تا این صحنه های جراحی را ببینی.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) on a full stomach با شکم پر - on an empty stomach با شکم خالی - sick to your stomach الف: بالا آوردن یا حالت تهوع داشتن ب: متنفر بودن یا عصبانی بودن (مثال اول) - turn your stomach چیزی که شما را ناراحت یا مریض می کند (مثال دوم) - your eyes are bigger than your stomach بیش از ظرفیت خود غذا برای خوردن برداشتن یا داشتن
stomach
فعل
stomachs; stomached; stomaching
(فعل) کنار آمدن یا پذیرفتن چیزی ناخوشایند (مثال اول) – خوردن چیزی بدون اینکه مریض شوید یا شکم درد بگیرید
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره stomach، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


