برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی proof به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل proof
(اسم) حقایق، اسناد، مدرک، دلیل، برهان – محاسباتی که نشان می دهد که چطور راه حل یک مسئله ریاضی به دست آمده است (برهان – مثال دوم) – یک کپی از یک نوشته برای بررسی کردن قبل از ارائه نسخه یا کپی اصلی، نمونه چاپی، چرک نویس
You will be asked to give proof of your identity.
از شما درخواست خواهد شد تا مدارک شناسایی خود را ارائه دهید.
Proofs are stories that convince suitably qualified others that a certain statement is true.
برهان ها روایت هایی هستند که به شکل مناسبی بقیه را متقاعد می کنند که یک عبارت ریاضی خاص درست است.
Can you check these proofs?
آیا می توانی این کپی ها را بررسی کنی؟
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) درصد یا میزان الکل (خلوص)
70 proof vodka
وودکا با خلوص 70 درصد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره proof، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


