koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی asleep به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

asleep

صفت

US /əˈsliːp/

(صفت) خواب - fast asleep یا sound asleep خواب عمیق - half asleep نیمه هوشیار، به کاملا به خواب فرو رفته – خواب رفتن بخشی از اعضای بدن به دلیل فشار یا نشست نافرم (مثال آخر)

My father fell asleep at the wheel and crashed into a tree.

پدر من هنگام رانندگی خوابش برد و به یک درخت برخورد کرد.

I fell asleep as soon as my head hit the pillow.

من همینکه سرم روی بالش قرار گرفت خوابم برد.

My arm's asleep.

دست من خواب رفته است.