برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی survival به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل survival
(اسم) بقا، زنده ماندن – یادگار یا بازمانده یا یک چیز باقی مانده از زمان گذشته (مثال چهارم)
the struggle for survival
تلاش برای بقا
chance of survival
شانس زده ماندن
an animal's survival instinct
غریزه زنده ماندن یک حیوان
This uniform was a survival from his army days.
این یونیفرم، یادگاری از دوران ارتشی بودن او است.
(اسم) بقا، زنده ماندن – یادگار یا بازمانده یا یک چیز باقی مانده از زمان گذشته (مثال چهارم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره survival، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

