برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ability به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ability
(اسم) توان یا مهارت انجام کاری، توانایی - to the best of your ability به بهترین شکلی که می توانی (مثال آخر)
a writer's ability to interest people
توانایی یک نویسنده برای علاقه مند کردن مردم
دانش آموزانی با توانایی متوسط
She had the ability to write with her both hands.
او می توانست با دو دستش بنویسد.
She has always done her work to the best of her ability.
او همیشه کارش را به بهترین شکل ممکن که در توانش است انجام می دهد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ability، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



