برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی structure به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل structure
(اسم) ساختار ساختمان چیزی (دو مثال اول) – چیزی که به دقت برنامه ریزی شده یا کنترل شده یا تنظیم شده باشد (مثال سوم) – یک بناء (مانند یک ساختمان یا خانه و غیره – مثال آخر)
structure
فعل
structures; structured; structuring
(فعل) تشکیل دادن یا منظم کردن یا ترتیب دادن یا برنامه ریزی کردن چیزی
a loosely structured organization
یک سازمان که شل و ول بنا شده است
The game is structured so that there are six ways to win.
این مسابقه جوری ترتیب داده شده است که شش راه برای برنده شده وجود دارد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره structure، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

