برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tower به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tower
(اسم) برج، قلعه، دکل - tower of strength حامی قدرتمند و قابل اتکا، مشوق بزرگ (مثال پنجم) – کیس کامپیوتر (مثال آخر)
a clock tower
برج ساعت
قلعه ای با برج های بلند
دکل تلفن همراه
برج کنترل ترافیک هوایی
My husband has been a tower of strength while I work on my PhD.
همسرم وقتی من روی دکترای خودم کار می کردم، یک حامی قدرتمند و قابل اتکا بوده است.
to build your tower
اسمبل کردن کیس کامپیوتر (جایگذاری و متصل کردن قطعات pc)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tower، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


