برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی studio به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل studio
(اسم) استودیو (فضایی مانند یک اتاق که در آن یک برنامه تلویزیونی یا رادیو ساخته و پخش می شود یا محل ضبط یک موسیقی – مثال اول) – ساختمان یا مکانی که در آن یک فیلم ساخته می شود، یک شرکت ساخت فیلم و سریال (مانند استودیو برادران وارنر – مثال دوم) – اتاق یا ساختمانی که در آن رقص یاد داده می شود یا تمرین می شود (مثال سوم)
a television/recording studio
استودیو تلویزیون/ضبط
one of the big Hollywood studios
یکی از بزرگترین استودیوهای ساخت فیلم هالیوود
a dance studio
یک استودیو رقص
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) اتاقی که یک نقاش یا یک عکاس در آن کار می کند (آتلیه – مثال اول) – studio یا studio apartment آپارتمان کوچکی که فقط یک اتاق اصلی دارد (یعنی تخت خواب، آشپزخانه، مبل و غیره در یک اتاق است – مثال سوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره studio، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


