koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی brand به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

brand

اسم

US /ˈbrænd/

brands

(اسم) برند - the leading brand برندی که بیشترین فروش را دارد – نوع (مثال دوم)

How can we build our brand?

چطور می توانیم برند خودمان را بسازیم؟

I don't like her brand of job.

من نوع کار او را دوست ندارم.

brand

فعل

brands; branded; branding

(فعل) داغ زدن یا علامت زدن روی بدن حیوان به عنوان نشانی از مالکیت – به کسی یک لقب بد دادن

She was branded as a coward.

او یک ترسو لقب داده شد.