برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی brand به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل brand
(اسم) برند - the leading brand برندی که بیشترین فروش را دارد – نوع (مثال دوم)
brand
فعل
brands; branded; branding
(فعل) داغ زدن یا علامت زدن روی بدن حیوان به عنوان نشانی از مالکیت – به کسی یک لقب بد دادن
She was branded as a coward.
او یک ترسو لقب داده شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره brand، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

