koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی fun به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

fun

اسم

US /ˈfʌn/

(اسم) سرگرمی یا هر چیز خوشایند دیگر - a figure of fun کسی که مایه تمسخر بقیه است - in fun به شوخی (مثال دوم) - make fun of مسخره کردن کسی یا چیزی - poke fun at شوخی کردن دوستانه

Everybody had a lot of fun at the party.

همه افراد خوشی زیادی در آن مهمانی داشتند.

I only said it in fun.

من آن را تنها محض خنده گفتم.

fun

صفت

funner; funnest

(صفت) لذت بخش، سرگرم کننده

Cindy is a fun person.

سیندی آدم سرگرم کننده ای است.

This game looks fun!

این فیلم لذت بخش به نظر می رسد!

fun

فعل

funs; funned; funning

(فعل) شوخی کردن