برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fun به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fun
(اسم) سرگرمی یا هر چیز خوشایند دیگر - a figure of fun کسی که مایه تمسخر بقیه است - in fun به شوخی (مثال دوم) - make fun of مسخره کردن کسی یا چیزی - poke fun at شوخی کردن دوستانه
fun
صفت
funner; funnest
(صفت) لذت بخش، سرگرم کننده
fun
فعل
funs; funned; funning
(فعل) شوخی کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fun، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


