koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی naturally به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

naturally

قید

US /ˈnætʃɚrəli/

(قید) به صورت طبیعی، طبیعی (سه مثال اول) - come naturally (to somebody) انجام کاری برای کسی آسان است چون او استعداد ذاتی آن را دارد (دو مثال آخر)

It was late, so naturally her mother was worried.

دیر وقت بود، و مادرش به طور طبیعی نگران بود.

She is naturally blonde.

او به صورت طبیعی بلوند است.

Just speak naturally and pretend the microphone isn’t there.

فقط طبیعی حرف بزن و وانمود کن که میکروفون آنجا نیست.

Her ability to deal easily with people comes naturally to her.

توانایی او برای به راحتی تعامل کردن با مردم برای او کار آسانی است.

Making money came naturally to her.

پول در آوردن برای او آسان است.