برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی naturally به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل naturally
(قید) به صورت طبیعی، طبیعی (سه مثال اول) - come naturally (to somebody) انجام کاری برای کسی آسان است چون او استعداد ذاتی آن را دارد (دو مثال آخر)
It was late, so naturally her mother was worried.
دیر وقت بود، و مادرش به طور طبیعی نگران بود.
She is naturally blonde.
او به صورت طبیعی بلوند است.
Just speak naturally and pretend the microphone isn’t there.
فقط طبیعی حرف بزن و وانمود کن که میکروفون آنجا نیست.
Her ability to deal easily with people comes naturally to her.
توانایی او برای به راحتی تعامل کردن با مردم برای او کار آسانی است.
Making money came naturally to her.
پول در آوردن برای او آسان است.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


