برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی living به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل living
(صفت) زنده، در قید حیات – شکل کسی که زنده است (برای توصیف کردن و تاکید بیشتر – مثال سوم و چهارم) – محل زندگی (نه کار)
She's one of the greatest living actors.
او یکی از بزرگترین بازیگران در قید حیات است.
a living language
یک زبان زنده (زبانی که هنوز حرف زده می شود)
She’s the living image of her mother.
او تصویر زنده ای از مادرش است. (دقیقا مثل مادرش است)
I'm living proof that success is possible.
من مدرک زنده ای هستم که موفقیت ممکن است. (من موفق بودم و شما می توانید من را ببینید و درس بگیرید)
محل زندگی جدا
living
اسم
livings
(اسم) معاش، معیشت، زندگی کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره living، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


