koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی behind به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

behind

قید

US /bɪˈhaɪnd/

(قید) به پشت، در پشت، عقب (دو مثال اول) - to leave the past behind فراموش کردن گذشته – عقب در زمان یا مکان یا برنامه یا انتظار و غیره (مثال سوم)

look behind

به پشت سر نگاه کردن

I'd left my bag behind.

من کیفم را جا گذاشته بودم.

He is behind in his rent.

او در پرداخت اجاره اش تاخیر دارد.

behind

حرف اضافه

(حرف اضافه) پشت سر، پشت، در پشت، به پشت (مثال اول) – عقب بودن در یک رقابت یا در یک مقایسه (مثال دوم و سوم) – در گذشته (مثال آخر)

He sat behind her.

او پشت سر آن دختر نشست.

Our company is now behind the competition.

شرکت ما از رقابت جا مانده است.

He was a year behind me in school.

او یک کلاس از من پایین تر است.

Their worries are behind them.

نگرانی های آن ها مربوط به گذشته است. (اکنون نگرانی ندارند)

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) دلیل یا توضیحی که در زمینه یا پشت پرده قرار دارد (مثال اول) – مسئول (مثال دوم) – در حمایت از کسی یا چیزی (مثال سوم) - behind bars در زندان - behind the times عقب افتاده

Behind her every action is self-interest.

پس پرده هر حرکت او، خودخواهی نهفته است.

He was the man behind the plan.

او آن فردِ پشت پرده این برنامه است.

I'm 100% behind the project.

من کاملا پشت این پروژه هستم.

behind

اسم

behinds

(اسم) نشیمن گاه، باسن