برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی friendly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل friendly
(صفت) دوستانه، صمیمانه، مهربان – (در مورد یک مکان) راحت و دلنشین – راحت برای استفاده یا فهمیدن
They were friendly people.
آن ها افراد مهربانی بودند.
It’s a very friendly city.
این یک شهر راحت و دلنشین است.
user-friendly technology
تکنولوژی کاربر پسند
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) مساعد، یاور، کمک کننده
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره friendly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

