برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hip به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hip
(اسم) باسن، استخوان هر دو سمت باسن (مثال اول) – میوه قرمز رنگ برخی از عنوان گل رز (rose hip یا rosehip) - joined at the hip دو نفری که خیلی به هم نزدیک هستند یا خیلی با هم هستند - shoot from the hip بدون توجه به نتیجه گفته خود یا عمل حرف زدن یا اقدام کردن (مثال دوم)
hip
صفت
hipper; hippest
(صفت) شیک، خوش لباس، مد روز (fashionable) – معروف (مثال دوم) - hip to آگاه نسبت به چیزی (aware of - مثال سوم)
hip
حرف ندا
(حرف ندا) برای تشویق
Hip, hip, hooray!
هیپ هیپ هورا!
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hip، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


