برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی commercial به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل commercial
(اسم) تبلیغی که با پرداخت پول در تلویزیون یا رادیو پخش می شود
commercial
صفت
(صفت) تجاری، بازرگانی – برای پول درآوردن
commercial activities
فعالیت های تجاری
Don't forget this is a commercial enterprise - we're here to make money.
فراموش نکنید که این یک تشکیلات اقتصادی برای پول درآوردن است – ما اینجا هستیم تا پول دربیاوریم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره commercial، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

