koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی contract به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

contract

اسم

US /ˈkɑːnˌtrækt/

contracts

(اسم) قرارداد - by contract طبق قرارداد - under contract قرارداد داشتن، طبق قرارداد

She already has a contract for her next book with a publisher.

او همین حالا یک قرارداد با یک ناشر برای کتاب بعدی خود دارد.

contract

فعل

US /kənˈtrækt/

contracts; contracted; contracting

(فعل) کوتاه تر یا باریک تر یا کوچک تر شدن (مثال اول) – بیمار شدن – استخدام کردن، قرار داد بستن (مثال سوم) - contract out با کسی برای انجام کاری قرارداد بستن

The hot metal contracted as it cooled.

یک فلز داغ وقتی سرد می شود منقبض می شود.

She contracted chicken pox.

او آبله مرغان گرفت.

We contracted [=hired] a lawyer.

ما یک وکیل استخدام کردیم.