برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی authority به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل authority
(اسم) قدرت، اختیار (power - دو مثال اول) – اطمینان، اعتبار (مثال سوم) – authorities مقامات (مثال آخر)
He gave his lawyers authority to act on his behalf.
او به وکلایش این اختیار را داد تا به نیابت از او اقدام کنند.
Does he have authority to do this?
آیا او قدرت چنین کاری را دارد؟
His sincerity added much more authority to the story.
صداقت او اعتبار بیشتری به داستانش داد.
I have to report this to the authorities.
من باید این مسئله را به مقامات گزارش دهم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره authority، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


