koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی excuse به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

excuse

اسم

US /ɪkˈskjuːz/

excuses

(اسم) بهانه، دلیل، عذر

You’re always making excuses for not helping with the housework.

تو همیشه برای کمک نکردن در کار خانه بهانه می آوری.

I made my excuses and left.

دلایل خود را آوردم و رفتم.

His youth is no excuse for his irresponsible behavior.

جوانی او بهانه ای (دلیلی) برای رفتار غیر مسئولانه او نیست.

excuse

فعل

excuses; excused; excusing

(فعل) بخشیدن کسی که اشتباه یا کار بدی انجام داده است – معاف کردن کسی از انجام کاری – به کسی اجازه رفتن دادن یا مودبانه ترک کردن جایی

Please excuse me for being so late – there was a lot of traffic.

لطفاً مرا به دلیل تاخیرم ببخشید – ترافیک خیلی زیاد بود.

The teacher excused the class from homework that day.

معلم کلاس را از کار در منزل در آن روز معاف کرد.

I've finished my dinner. May I be excused?

من ناهارم را خوردم. می توانم بروم؟

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) توجیه کردن، موجه کردن

Nothing can excuse that kind of rudeness.

هیچ چیز نمی تواند آن نوع بی تربیتی را توجیه کند.

Her father's illness excused her absence.

بیماری پدرش غیبت او را توجیه کرد.