برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی excuse به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل excuse
(اسم) بهانه، دلیل، عذر
excuse
فعل
excuses; excused; excusing
(فعل) بخشیدن کسی که اشتباه یا کار بدی انجام داده است – معاف کردن کسی از انجام کاری – به کسی اجازه رفتن دادن یا مودبانه ترک کردن جایی
Please excuse me for being so late – there was a lot of traffic.
لطفاً مرا به دلیل تاخیرم ببخشید – ترافیک خیلی زیاد بود.
The teacher excused the class from homework that day.
معلم کلاس را از کار در منزل در آن روز معاف کرد.
I've finished my dinner. May I be excused?
من ناهارم را خوردم. می توانم بروم؟
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) توجیه کردن، موجه کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره excuse، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

