برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی opposite به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل opposite
(صفت) آن طرف چیزی، جایی که مخالف یا روبروی جای فعلی است – کاملا مخالف یا برعکس
opposite
قید
(قید) روبروی چیزی
opposite
اسم
opposites
(اسم) چیزی یا کسی که کاملا مخالف یا برعکس دیگری است – کلمه ای که معنی مخالف کلمه دیگری را دارد (متضاد - مثال آخر)
opposite
حرف اضافه
(حرف اضافه) روبروی کسی یا چیزی – در یک فیلم یا سریال و غیره با کسی بازی کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره opposite، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

