عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل opposite

opposite

صفت

US تلفظ صوتی/ˈɑːpəzət/

(صفت) آن طرف چیزی، جایی که مخالف یا روبروی جای فعلی است – کاملا مخالف یا برعکس

the opposite bank of the river

ساحل مخالف رودخانه (از نگاه گوینده: ساحلی که آن طرف است)

We turned and walked in the opposite direction.

ما برگشتیم و در جهت مخالف قدم زدیم.

opposite

قید

(قید) روبروی چیزی

They’re in the house opposite the bank.

آن ها در خانه روبروی بانک هستند.

He lives opposite to Sara.

او روبروی سارا زندگی می کند.

opposite

اسم

opposites

(اسم) چیزی یا کسی که کاملا مخالف یا برعکس دیگری است – کلمه ای که معنی مخالف کلمه دیگری را دارد (متضاد - مثال آخر)

She tends to do the opposite of what people expect.

او می خواهد کاری برعکس انتظار مردم انجام دهد.

She’s quite shy, the exact opposite of John.

او خیلی خجالتی است، دقیقا برعکس جان.

Tight is the opposite of loose.

تنگ، متضاد گشاد است.

opposite

حرف اضافه

(حرف اضافه) روبروی کسی یا چیزی – در یک فیلم یا سریال و غیره با کسی بازی کردن

She sat opposite me.

او روبروی من نشست.

Andrew Scott starred/played opposite Benedict Cumberbatch in Sherlock.

اندرو اسکات در سریال شرلوک با بندیت کمبربنچ بازی کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان