koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی assessment به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

assessment

اسم

US /əˈsɛsmənt/

assessments

(اسم) پروسه ای که در آن تمام اطلاعات پیرامون یک موقعیت بررسی می شود تا تصمیم نهایی اتخاذ گردد، ارزیابی (سه مثال اول) - برآورد مالی (مثال چهارم) - ارزیابی مقدار مالیاتی که یک فرد باید بپردازد (مثال آخر)

The first thing you must do is make an assessment of the situation.

اولین کاری که شما باید انجام دهید یک ارزیابی از موقعیت است.

They will have to make an assessment of the services required to meet the health needs of the population.

آن ها مجبورند یک ارزیابی از خدمات مورد نیاز برای تأمین نیاز های بهداشتی مردم انجام دهند.

Every new employee will need to take an English-language assessment test.

هر کارمند جدیدی نیاز خواهد داشت تا یک امتحان ارزیابی زبان انگلیسی بدهد.

Charges for students were based on an individual assessment of ability to pay.

هزینه دانشجویان بر پایه برآورد مالی از توانایی هر فرد جهت پرداخت است.

Anyone facing a tax assessment which they consider unreasonable should seek professional advice.

هر کسی که با ارزیابی مالیاتی روبرو می شود که آن را غیرمنطقی میداند، باید به دنبال مشاوره حرفه ای باشد.