koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی admit به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

admit

فعل

US /ədˈmɪt/

admits; admitted; admitting

(فعل) اعتراف کردن به یا پذیرفتن چیزی معمولا با عدم تمایل (سه مثال اول) – به کسی یا اجازه ورود دادن (مثال آخر)

You know you're responsible for this mess! Admit it!

تو میدانی که مسئول این خرابکاری هستی! اعتراف کن!

I must admit, I was much better than me.

باید اعتراف کنم که خیلی بهتر از من بودی.

Sara freely/openly/frankly admits to having an alcohol problem.

سارا صادقانه اعتراف کرد که مشکل مصرف الکل دارد.

The narrow hole admitted some air into the room.

یک سوراخ باریک اجازه ورود کمی هوا به اتاق را میداد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) به کسی اجازه عضویت در یک باشگاه یا گروه و غیره را دادن (مثال اول) – پذیرش کردن یک بیمار در بیمارستان – پذیرفتن یک مردک در دادگاه (مثال دوم) - admit of چیزی را به عنوان یک پاسخ یا راه حل و غیره محتمل نشان دادن (دو مثال آخر) - admit to اعتراف کردن، تصدیق کردن

They refused to admit her to/into the group.

آن ها به او اجازه عضویت در گروه را ندادند.

Courts can refuse to admit evidence obtained illegally by police.

دادگاه ها می توانند از پذیرفتن مدارکی که به شکل غیر قانونی توسط پلیس بدست آمده است خودداری کنند.

I think this plot could admit of several different endings.

من فکر می کنم این طرح می تواند چندین نتیجه گیری متفاوت را محتمل کند.

a question that admits of two possible answers

سوالی که دو جواب محتمل را ممکن می کند (دو جواب محتمل برای این سوال وجود دارد)