برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
truth | معنی حقیقت، واقعیت و صداقت
معانی truth در فارسی
۱. (اسم) حقیقت؛ واقعیت؛ آنچه مطابق با واقع است.
۲. درستی؛ صداقت؛ راستگویی.
۳. یک واقعیت پذیرفتهشده یا اصل ثابتشده (مثلاً در علم یا فلسفه).
مثالهای truth در جمله
Tell the truth.
حقیقت را بگو.
The truth is, I didn't want to go.
راستش را بخواهی، نمیخواستم بروم.
a scientific truth
یک واقعیت علمی
There's no truth in anything she says.
هیچ صداقتی در گفتههای او وجود ندارد.
He finally learned the truth about his family history.
او سرانجام حقیقت را دربارهٔ تاریخچهٔ خانوادهاش فهمید.
The whole truth came out during the trial.
تمام حقیقت در جریان دادگاه آشکار شد.
In truth, the project was a failure.
در حقیقت، آن پروژه شکست خورده بود.
The truth hurts sometimes.
حقیقت گاهی آزاردهنده است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره truth، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

