تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل bunch

bunch

اسم

US تلفظ صوتی/ˈbʌntʃ/

bunches

(اسم) گروه یا تعدادی از چیزهای مشابه هم (دو مثال اول) – مقدار زیاد (lot – مثال سوم و چهارم) – bunches دو اسبی بستن موی سر (ponytails)

He picked me a bunch of flowers.

او برای من تعدادی گل برداشت.

a nice bunch of people

چند تا آدم خوب

Thank you a bunch.

خیلی ممنون.

a bunch of money

مقدار زیادی پول

bunch

فعل

bunches; bunched; bunching

(فعل) جمع کردن، در یک گروه یا دسته قرار دادن - bunch together/up به هم نزدیک شدن و یک گروه یا جمع تشکیل دادن (مثال سوم)

I bunched my fingers into a fist.

من انگشت های خودم را به شکل مشت جمع کردم.

She bunched her hair.

او موهای خود را جمع کرد.

The frightened people bunched together in a corner of the shop.

مردم وحشت زده در گوشه ای از آن فروشگاه جمع شدند.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره bunch، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی