برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ally به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ally
(اسم) متحد - the Allies قوای متحدین در جنگ جهانی اول و دوم
The U.S. is one of Britain's staunchest allies.
آمریکا یکی از نزدیک ترین متحدین انگلیس است. (staunch ally متحد بسیار نزدیک)
ally
فعل
allies; allied; allying
(فعل) ally yourself to/with somebody با کسی یا گروهی متحد شدن
Some priests and nuns openly allied themselves with the rebels.
برخی از کشیش ها و راهبه ها آشکارا با شورشیان متحد شده بودند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ally، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


